تاب
دیکشنری انگلیسی به فارسی
آلت افقی پنجره
ایستگاه، جایگاه ایست، منطقه توقف
سکوی بام فرعی
آجر چیدن
منطقه توقف، ایستگاه
لایه چینی
طبقه، قشر، لایه
ضرایب لایهای
لایه سنگی
ضخامت لایه، ارتفاع لایه
طول گسترده
سنگفرش کردن، واداشت فرش سنگ
سنگفرش کردن
پرداخت رنگ
خط کشی